تبليغاتX
یاد بگیر واسه زندگیت لازمه....
دریاچه ای به عمق یه بند انگشت

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان

پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به

خوشگذرانی پرداختند.

اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان

اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است.

بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را

برای او توضیح دهند.

آنها به استاد گفتند: ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت

لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان

طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل

دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....

استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند.

چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه

فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....

آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و

به راحتی به آن پاسخ دادند.....

سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که

سوال این بود:

کدام لاستیک پنچر شده بود....؟!!!

خداییش استاده گند زد به تمام خوشی هاشون.خدا از این اساتید نصیب

گرگ بیابونم نکنه!!


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط سحر | 

اگه از پیکان مدل پنجاه و چهارت شونصد تا سی دی آویزون کردی و

سیزده تا آیینه هم به شیشه جلو چسبوندی , خیلی جواتی.

اگه پشت آردی سبزت زدی پژو 405 و یه بوق بنزی ام گذاشتی روش

خیلی جواتی.

اگه تو مراسم گودبای پارتی یکی از بچه ها تیپ یه دست زرشکی زدی

و تو همه عکس هاهم هستی و تو همه عکسها برای دیگران شاخ

گذاشتی , خیلی جواتی.

اگه تازه نامزد کردی و عروس خانوم رو برای اولین بار برداشتی

بردی بیرون و موقع برگشت ببریش سیراب شیردون بخورین خیلی

جواتی.

اگه جمعه ها کوه میری و یه ضبط 1000 وات انداختی تو کوله ات و

نوار جواد یساری گذاشتی , خیلی جواتی.

جوات یعنی کفش صندل با جوراب.

یعنی سگک کمربند.

یعنی کشیدن پاشنه کفش روی زمین.

یعنی آرایش قهوه ای.یعنی لاک قرمز.یعنی بلوز پیچ اسکن املتی.یعنی

سیزده بدر پارک دانشجو.یعنی رنگ موی زرد قناری.یعنی ایتس

ایتس.یعنی آهنگ نسترن.

یعنی........................

من که دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه. اگه شما چیزی یادتون اومد اضافه

کنید.

ولی خداییش اون تیپ یه دست زرشکیش خیلی چندشه ها.


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط سحر | 

هيچ كس فكر نكرد/كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست/و همه مردم شهر/بانگ برداشته

اند/كه چرا سيمان نيست/ و كسي فكر نكرد كه چرا ايمان نيست/و زماني شده است/ كه به

غير از انسان/هيچ چيز ارزان نيست/

                                                                   حميد مصدق


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط سحر | 
باز این چه شورش است که در خلق عالم است

            

               باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط سحر | 

 

روزی یک استاد دانشگاه شاگردان خود را به مباحثه طلبید . او در کمال اعتماد به نفس از

دانشجویانش پرسید:آیا خداوند همه موجودات را آفریده است ؟

یکی از دانشجویان با شجاعت پاسخ داد : بله .

استاد پرسید :هر موجودی را؟

 دانشجو جواب داد :بله هر آنچه را که وجود دارد.

استاد گفت:در این صورت این جمله که خداوند شیطان را هم آفریده , درست است.

چرا که شیطان هم وجود دارد.

دانشجو نتوانست به این پرسش پاسخ دهد وساکت ماند.

استاد با حالتی حاکی از احساس خشنودی با خود این طور اندیشید که بار دیگر توانسته

است اثبات کند ایمان واعتقادات مذهبی چیزی جز افسانه نیست.در همین حال ناگهان

دانشجوی دیگری دست بلند کرد و پرسید :استاد آیا سرما وجود دارد؟

استاد پاسخ داد:البته که وجود دارد.آیا تو تا به حال سرما را احساس نکرده ای؟

دانشجو با کمال احترام پاسخ داد:استاد در واقع سرما وجود ندارد.بر پایه نتایج

 دستاوردهای دانش فیزیک , سرما در واقع عبارت است از فقدان کامل یا غیبت

کلی گرما. یک شی ء را تنها زمانی می توان مورد مطالعه قرار داد که انرژی از خود

ساطع کند و انرژی هر جسم به صورت گرما ساطع می شود.بدون گرما اشیاء ساکن

و فاقد نیروی جنبش هستند و نمیتوانند از خود واکنش نشان دهند.اما سرما وجود

 ندارد.ما خود واژه سرما را ابداع کرده ایم تا پدیده فقدان گرما را به کمک آن توصیف

کنیم.

دانشجو در ادامه پرسید:تاریکی چطور استاد؟آیا به نظر شما تاریکی هم وجود دارد؟

استاد پاسخ داد:البته که وجود دارد.

دانشجو باز گفت:شما باز هم اشتباه میکنید استاد.تاریکی نیز چیزی جز فقدان کامل

نور و روشنایی نیست. از نظر فیزیکی میتوان نور وروشنایی را مورد مطالعه قرار داد

 اما تاریکی را خیر.اگر نور را از منشور عبور دهیم , رنگهای گوناگونی بر اساس

طول موج امواج نورانی از آن خارج میشود.تاریکی نیز عبارتی است که ما از آن برای

توصیف حالت فقدان نور استفاده میکنیم.

در پایان دانشجو از استاد پرسید :شیطان چطور؟خود وی ادامه داد:شیطان نیز بر غیبت

خداوند در دل انسانها و حالت دوری از عشق , بخشش و ایمان دلالت دارد.عشق و ایمان

همانند نور و حرارت هستند.این دو وجود دارند و فقدان آنهاست که شیطان نام گرفته.

این بار نوبت استاد بود که حرفی برای گفتن نداشته باشد.نام این دانشجو آلبرت انیشتین

بود.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 11:31 بعد از ظهر  توسط سحر | 

-         اثر زبان هر شخصی مانند اثر انگشت آن متفاوت است.

 

-         روژ لب حاوی فلس ماهی است.

 

-         استفاده از هدفون در هر ساعت باکتریهای موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر

 

افزایش میدهد.

 

-         موشهای صحرایی چنان سریع تولید مثل می کنند که در عرض هجده ماه دو موش

 

صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند.

 

-         صندلی الکتریکی توسط یک دندانپزشک اختراع شد.

 

-         مورچه وقتی مست میشود همیشه بر روی سمت راست بدن خود میافتد.

 

-         شکسپیر این دو کلمه رو از خودش اختراع کرد: " ترور " و " دست انداز ".

 

-         فیلها تنها جانورانی هستند که قادر به جهش نیستند.

 

-         پروانه ها با پاهایشان میچشند.

 

-         تمامی خرسهای قطبی چپ دست هستند.

 

-         حلزون میتواند سه سال بخوابد.

 

-         کروکودیل نمیتواند زبانش را به بیرون دراز کند.

 

-         تنها غذایی که فاسد نمیشود عسل است.

 

-         اگر در پارکی پیکره شخصی بر روی اسبی قرار داشته باشد که هر دو پای جلویی آن

 

اسب به هوا بلند شده باشد , نشانه آن است که آن شخص در جنگ کشته شده است ....اگر

 

یک پای اسب به هوا بلند شده باشد , نشانه آن است که آن فرد بر اثر زخم در جنگ مرده

 

است....اگر هر چهار دست و پای اسب بر زمین باشد , نشانه آن است که آن شخص به

 

مرگ طبیعی مرده است.

 

-         خوکها به لحاظ فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند.

 

-         وقتی که عطسه میکنید قلبتان به مدت یک میلیونیم ثانیه می ایستد.

 

-         محال است که بتوانید آرنجتان را بلیسید.

 

-         شما هرگز نمیتوانید با حبس نفستان خود کشی کنید.

 

-         قوی ترین ماهیچه در بدن , زبان است.

 

-         اسم تمام قاره ها با حرفی که شروع میشود  تمام میشود.

 

-         عمومی ترین نام در جهان محمد است.

 

-         کوکاکولا در اصل سبز رنگ است.

 

-         یک لامپ 75 وات بیشتر از سه لامپ 25 وات نور تولید میکند.

 

-         نوعی ماهی به نام آبنوس در گلوی خود دندان در می آورد.

 

-         اگر فردی به جای حرکت در پیاده رو در یک مسیر کثیف و سخت حرکت کند

 

7 درصد بیشتر کالری می سوزاند.

 

-         یکی از موادتشکیل دهنده دینامیت , بادام زمینی است.

 

-         قبل از سال 1941 اثر انگشت به عنوان مدرک در دادگاه پذیرفته نمیشد.

 

-         در هر سه دقیقه یک انسان روی کره زمین اعلام میکند که بشقاب پرنده دیده است.

 

-         بطور متوسط یک انسان در طول زندگی خود در حود 44 پوند گردو خاک را تنفس

 

میکند.

 

-         یک تانکر بزرگ که کاملا پر شده باشد و در حال حرکت با سرعت عادی باشد , حداقل

 

به بیست دقیقه زمان برای متوقف شدن نیاز دارد.

 

-         رییس جمهور سابق آمریکا یعنی جان اف کندی تند خوان ترین فرد شناخته شده جهان

بود چون میتوانست در مدت بیست دقیقه چهار روزنامه بزرگ بخواند یعنی چشمهای او

سرعتی معادل 12 کیلومتر در ساعت داشته.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط سحر | 
- مجموع طول رگهای خونی بدن یک انسان بالغ حدود ۱۵۶۰ مایل است تقریبا چیزی

حدود ۲۵۱۲ کیلومتر.

- آیا میدانید هر تار مو می تواند وزنی بیش از سه اونس چیزی معادل ۸۶ گرم رو

تحمل کنه خوب به نظر شما آیا ده هزار مویی که در سر شما است نمی تواند وزنه

بیش از ۵۰۰ کیلو را تحمل کنه؟

- فندک قبل از کبریت اختراع شده بود.

- درطراحی خونه بیل گیتس از کامپیوترهای مکینتاش استفاده شده.

- جلیقه ضد گلوله, ضد آتش ,برف پاک کنهای شیشه جلوی اتومبیل و چاپگرهای

لیزری توسط زنان اختراع شده اند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط سحر | 

توکیو:مرد۳۳ساله ای که یک دستگاه موقعیت یاب جهانی(GPS)رابه سرقت

برده بودبه راحتی توسط پلیس دستگیر شد.درواقع ماموران پلیس در کمتر

از ۲دقیقه توانستند موقعیت مکانی سارق راشناسایی و او را حین دوچرخه

سواری دستگیر کنند.او این دستگاه را از یک خانه به سرقت برده بود.

من که فکر میکنم این آدم دیگه یا باید از قبیله ی آدم خوارا باشه که ندونه

داره چیرو میدزده یا موقع دزدی خیلی جو گرفتتش.


+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط سحر |