![]() |
![]() |
|
| دریاچه ای به عمق یه بند انگشت |
|
به افتخار نزدیک شدن امتحانات یه صلوات بلند بفرستید! الل.........صل......آل..........محمد! |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:1 قبل از ظهر توسط سحر |
|
|
جدیدابه این نتیجه رسیده ام که پفک ویتامین زیادی دارد !!! مخصوصا از نوع چی توز موتوریش !!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 8:3 بعد از ظهر توسط سحر |
|
|
" جواب ابلهان خاموشیست " یعنی پاسخی که ابلهان میدهند خاموشیست یا پاسخی که باید به ابلهان داد خاموشیست؟!!!! خوب چرا اینجوری نگام میکنی سواله دیگه!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 7:24 بعد از ظهر توسط سحر |
|
|
هدف از افرينش شست پا = روشن کردن کامپيوتر
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 11:8 قبل از ظهر توسط سحر |
|
|
ببخشید 1 سوال ؟؟؟!!!! آدم صبحانه کرانچی بخوره میمیره ؟؟؟!!!!:-؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 11:9 قبل از ظهر توسط سحر |
|
|
یه 3-4 روزی اینترنتم به لطف دوستان مخابراتی که همیشه به ما کمه کم هر 2 ماه در میون کلی لطف نشان می دهند قطع بود ! وایییییییییی که چه احساس آرامشی داشتم !!! البته اولش خیلی سخت بود !!! ولی از روز دوم چقدر حال کردم . از همه مهمتر این که 1 کتابی بود 6 ماه بود هی هر دفعه فقط 3-4 صفحه شو میخوندم تازه نصف شده بود !!!!! (کلیم واسش حرص میخوردما ولی خوب دیگه دنیای مجازیه دیگه !!!!!!!) تو همین 2 روز اون کتاب که هیچی 1 کتاب دیگه ام تا نصفه خوندم !!! ( البته این مسئله به این موضوع هم مربوط میشود که بنده به هنگام مطالعه به خود جت بسته و با سرعت مافوق صوت کتاب را میخوانم !!!) تا اینکه 2 باره وصل شد اینترنته !!!! آدم نمیتونه مشخص کنه که اینترنت خوبه یا بده !!!در نهایت رای به اینگونه صادر شد که داشتنش بهتر از نداشتنشه !!!! (البته بهتر و واجبتر !!!:-" ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 11:6 قبل از ظهر توسط سحر |
|
|
(( غریب ترین تفاوت میان خوشبختی و شادی این است که خوشبختی جامد است وشادی مایع !!!!! )) عاشق این جمله ام دیگه !!!! تو کتاب " دلتنگی های نقاش خیابان 48 " از " جی.دی.سلینجر " خوندمش !! معرکه اسسسسست!! خداییش تاحالا دقت کرده بودین که واقعا همینجوریه !!!؟؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 10:50 قبل از ظهر توسط سحر |
|
|
چگونه دوست پیدا میکنیم ؟
جواب 1 بچه ی کلاس دومی : یه بچه پیدا میکنیم و به او سلام میکنیم و با هم دوست میشویم !!!!!!!!!!!!!!!!!! خیلی باحاله ها !!! فکر کنید بچه ها چقدر ساده نگاه میکنن به مسایل !!! حالا اگه یه آدم بزرگ بخواد این کارو بکنه !! یعنی بخواد واسه آشنایی بره جلو صاف واسته سلام کنه !!! چشاش بزنه بیرون !!! بعد هم که دیگه از فحش چیزی کم نمیزاره واسش !!!! در نهایت هم بایک حرکت تکنیکی طرف در اثر ضربه ی وارده در وسط خیابان ولو شده و حداقل ۴۸ماشین از روش رد میشود !!!(اثرات تماشای فیلم اره 5 بود 6 بود نمیدونم چند بود است !!!!) حالا ایناش هیچی که !!! اومدیمو طرف مقابلم پایه بودو اومد جواب سلام دادو خلاصه دوست شدن !!! طرف تا آخر عمرش به هر دلیلی و بی هر دلیلی باید سرکوفت این مسئله تو سرش کوبیده شه که آرررررررررررررررررره روز اول تو بودی که اومدی سلام کردی !!!!تو از اولم به من چشم داشتی و........! پس میگم خوبه ترجیحا تا اطلاع ثانوی کسی به کسی سلام نکند که احیانا توهم شروع دوستی ایجاد نشود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!آری و براستی این است بهترین راه حل!!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 10:40 قبل از ظهر توسط سحر |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 2:51 بعد از ظهر توسط سحر |
|
|
این روزها گاهی نه اغلب دلم برای خودم تنگ می شود.!!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط سحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|